سلام به همه ی دوستان عزیز
امیدوارم سال نو سال خوب و بدون غم و غصه ای داشته باشید
و دلهاتون مثل آسمون دل من ابری نباشه
در هر صورت عيدتون مبارك ![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
سال نو مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط bahareh در شنبه سوم فروردین 1387 ساعت 18:29 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستای عزیز
نمی دونم چی بگم از کجا بگم از اولش می گم
یه دختر شیطون بازیگوش که عشقش سر کار گذاشتن پسرا بود از اینکه اونا رو اذیت کنه لذت می برد
تا اینکه یه روز نشست به چت کردن با یه پسر طبق معمول واسه سر کار گذاشتن با یه تفاوت یان سری شماره موبایلشم داد تا بیشتر با دوستاش بیشتر سر گرم شن
یه هفته ۲ هفته ۳ هفته نه مثل اینکه واسه اولین بار احساس کرد نمی تونه از این پسره دل بکنه نمی دونست چش شده هی بهونه می گرفت ولی پسره با صبر و حوصله تمام کج خلقی ها و بهونه های این دختر رو با مهربونی و آرامش جواب می داد
دختره قهر می کرد سره یه موضوع الکی پسره نازشو می کشید دختره اذیت می کرد پسره مهربونی
تا کم کم دختره دید نه مثل اینکه جدی جدی نمی تونه با این پسره قهر کنه یا بهم بزنه
اونم بهونه و غرور رو کنار گذاشت و واسه اولین بار گفت دوست دارم
دیگه همه چی تموم شد به جای بهونه می گفت دوست دارم به جای غرور می گف عاشقتم به جای کج خلقی می گفت می پرستمت
۱ماه ۲ ماه ۳ماه ۴ماه ۵ماه ۶ماه ۷ماه بله ۷ ماه گذشت صبح زود که دختر بیدار شده بود داشت
sms پسر رو مي خوند مامان دختره گوشي رو نگاه مي كنه مي بينه نوشته گلم صبح به اين زودي واسه چي بيدار شدي
مادره دختر كه از خيلي وقت پيش شك كرده بود ديگه مطمن ميشه و جفت گوشيهاي دختر ازش مي گره يعني تنها راه ارتباط اين ۲ تا رو آخه پسره تو تهران نبود
از اون روز تنها ارتباطشون ميشه چند دقيقه اومدن و نظر دادن وpm دادن
حالا اين دختره ازتون يه خواهش داره واسش دعا كنيد تا به عشقش برسه
نوشته شده توسط bahareh در یکشنبه پنجم اسفند 1386 ساعت 19:39 موضوع | لینک ثابت
سلام
امروز یه روز خوب واسه همه عاشقا بود الی من...
امروز تو خیابون که با دوستام می یومدیم تمام دختر و پسر هایی که دست به دست هم در کنار هم راه می رفتن رو در ظاهر مسخره می کردیم ولی من در باطن به تک تک اونها حسودی می کردم چون شاید عشق خیلی از اونها یه عشق الکی و حتی عشق هم نه یه مسخره بازی بود ولی من که عاشقانه می پرستمش من که دوسش دارم من که تمام وجودم رو می خواستم بهش هدیه کنم باید در یه انتظار مسخره باقی بمونم چون اون تو این روز طبق معمول پیش من نبود و وقتی دارم اشک می ریزم وقتی بهم زنگ می زنه میگه می خواستم الان پیشت باشم واسه اینکه ناراحت نشه بگم خوب چه اشکالی داره ساله بعد جبران کن بعدم با یه سری چرت و پرت سرشو گرم کنم که ناراحت نباشه که امروز پیشم نیست این اولینباری نیست که ما یه مناسبت رو پشت سر می گذاریم و هر دو حسرت می خوریم و باز هم صبر می کنیم و هم دیگر رو نمی بینیم ولی نمی دونم چرا این سری این جوری شد
خیلی بده امیدوارم هیچ کدوم به این درد مبتلا نشید![]()
![]()
![]()
زندگی من عشق من روزت مبارک
نوشته شده توسط bahareh در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 ساعت 23:31 موضوع | لینک ثابت

بله دیگه مردم واسه فرنگیس می خونن
اون وقت مای بد بخت هیشکی نیست واسمون شعر بخونه
می بینی تو رو خدا پسره پرو همین سیاوشو می گم میره واسه فرنگیس
شعر می خونه![]()
نوشته شده توسط bahareh در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 15:42 موضوع | لینک ثابت
بچه ها این شعره واسه سیاوشه اخه ماله من نیست دوستم داده منم تا حالا گوش ندادم؟

نوشته شده توسط bahareh در چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 16:13 موضوع | لینک ثابت
وایییییییییییییی سلام
بالاخره فتح کردم این قله اورست
امتحانام تموم شد
فکر کنم دیگه مخم نمیکشه معلوم نبود این سوالا رو از کجا پیدا می کردند
حالا هر چی بود به خوبی تموم شد(روزی که کارنامه دادن معلوم میشه خوب بوده
)
فعلا بای
نوشته شده توسط bahareh در یکشنبه هفتم بهمن 1386 ساعت 15:53 موضوع | لینک ثابت
سياوش
از اين به بعد مي خوام راجعه به سياوش بنويسم چون واقعا دوسش دارم
جاده هاي بي بهار از سياوش جون
تو كه بارون نديدي
گل ابرارو نچيدي
گله از خيسي جاده هاي غربت مي كني
تو كه خوابي ،تو كه بيدار
تو كه مستي، تو كه هوشيار
لحظه هاي شب با ستاره قسمت مي كني
من بشناس كه هميشه
نقش قصه ام شيشه
منه خشكيده درخته
توي بطن باغ و بيشه
جاده هاي بي سوار
سال گنگ بي بهار
تو نديدي به پشيزي
نگرفتي دل مارو
لحظه هاي تلخ غربت
هفته هاي بي مروت
تو نبودي كه ببيني
شب تار انتظارو
همه قصه هام تو هستي
لحظه لحظه هام تو هستي
تو خيالم ، توي خوابم
پا به پام بازم تو هستي ...
نوشته شده توسط bahareh در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 ساعت 20:5 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه دوستان واقعا مذرت که دیر به دیر می آم و آپ می کنم اخه این روزا امتحان و درس و کلی بدبختی داریم![]()
******************************************************
اتش عشق شبي ياد دارم که چشمم نخفت شنيدم که پروانه با شمع گفت:
"که من عاشقم گر بسوزم رواست تو را گريه و سوز باري چراست؟"
بگفت: "اي هوادار مسکين من برفت انگبين يار شيرين من چو شيريني از من بدر مي رود چو فرهادم اتش به سر ميرود"
همي گفت و هر لحظه سيلاب درد فرو ميدويدش به رخسار زرد که اي مدعي عشق کار تو نيست که نه صبر داري نه ياراي ايست تو بگريزي از پيش يک شعله خام من استاده ام تا بسوزم تمام
*****************
هرگز به كسي نگاه نكن وقتي قصد دروغ گفتن داري! هرگز به كسي محبت نكن وقتي قصد شكستن قلبش را داري !!! هرگز قلبي را قفل نكن وقتي كليدش را نداري
****************
کسي که دوستش داري ساده دست نکش ! شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه
****************
عشق مثه يه گنجيشك ميمونه ... اگه محكم بگيريش ميميره ... اگه شل بگيريش مي پره ... پس سعي كن يه طوري بگيريش كه آروم تو دستات خوابش ببره محبت مثل يک سکه ميمونه که اگه بيفته تو قلک قلب ديگه نميشه درش اورد اگرم بخواي درش بياري بايد اونو بشکني
![]()
نوشته شده توسط bahareh در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 ساعت 15:42 موضوع | لینک ثابت
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای شعر شب های روشن
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه
خداحافظ ای هم نشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دل های خسته
تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم، اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رؤیای فردا
به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه
نوشته شده توسط bahareh در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 ساعت 14:59 موضوع | لینک ثابت
سلام به همه گی امیدوارم هر جا هستید خوب و سلامت باشید
شب براي چيدن ستاره های قلبت خواهم آمد .بيدار باش من با سبدي پر از بوسه می آيم و آن را قبل از چيدن روی گونه هايت ميکارم تا بداني ای خوبم دوستت دارم
****************************************************************
قلب خانه ای است با دو اتاق خواب در يك رنج و در ديگری شادي زندگي مي كند. نبايد زياد بلند خنديد و گرنه رنج در اتاق ديگری بيدار می شود
****************************************************************
نمي دانم تو می خوانی ز چشمم حرفهايم را نمی دانم تو می بينی نگاه بی صدايم را كه می گويد بدون مهربانيهای بی حدت... بدون عشق تو، هيچم...
****************************************************************
اگر ابر بودی به انتظار اشکت می نشستم، اگر مهر بودی در پرتو ات خود را گرم می کردم، اگر باد بودی چون برگ خزان خود را بدستت می سپردم، اگر خدا بودی به تو ايمان می آوردم تا بدانی دوستت دارم، اگر هيچ بودی از تو ابر سپيدی می ساختم، از تو خورشيد با شکوهی بوجود می آوردم، تو را نسيم ملايمی می کردم از تو خدايی بزرگ می ساختم، تا بدانی که فقط تو را دوستت دارم....
****************************************************************
زندگی زيباست ؛ نه در رويا بوسه زيباست ؛ نه برای هوس پرنده زيباست ؛ نه برای قفس دوست داشتن زيباست ؛ نه برای لمس کردن ؛ برای حس کردن پس بدون چه کسی تو رو دوست داره ؛ بخاطره خودت
****************************************************************
نوشته شده توسط bahareh در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 ساعت 16:43 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام
اسم من بهاره ست
یه دختر خوب گوشه گیر ساکت آروم خلاصه به قول بابم یه گوله اتیش
فهرست اصلی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY